آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 16 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

آیلا در فیزیو تراپی

 برای بهتر شدن کمر مامانی آیلایی و بابایی هفته ای سه روز مامان رو برا رفتن به فیزیو تراپی ( به قول آیلا فيزیو کوکا) همراهی می کنند و در واقع آیلا عضو تقریبا دایمی این مرکز شده و اکثرا با وسایل اونجا سر و کله می زنه این هم نمونهه هست ، تازه یک دوست خوب و تقریبا هم سن به اسم شان آی پیدا کرده اما فعلا عکسی از شان آی نداریم  او چه لمی دادی ، استراحت قبل از ورزش هست یا بعدش     داری فکر می کنی چطور این تافی رو باز کنی و نوش جون کنی مثل اینکه از باز کردن تافی مایوس شدی خوب حالا بهتر شد بخند حتما بابایی برات باز می کنه لم دادن به همراه خنده ...
24 بهمن 1391

عککککککککسسسسسسسسسسسسسسسسسس

جمعه ٦/١١/٩١ عمه سارا جون لطف کردن و آیلا رو به  پارک بردن بعد هم از همون جا همراه لیلا جون و نگار جون به عمه سیما جون مهمون تشریف بردن و خیلی هم بهش خوش گذشته بود چون موقع برگشت اصلا دوست نداشت به خونه برگرده این عکسهای بامزه هم از هنرهای لیلا جون هست و عمه سارا زحمت ارسالش رو به من کشیدن . حالا ببینید این دخملی ما چه آتیشپاره ای  هست ، ادا نمونده که در نیاره دست همه عزیزان درد نکنه   ...
9 بهمن 1391

دختر خانه دار

از اونجایی که این دخملی من دستش تو خونه داری عالیه می خوام سه موردش رو ذکر کنم فقط حیف بدون تصویره  اولیش مربوط به خونه مامانی هست ، خانمی تمام ظرف و ظروف مامانی رو وسط پذیرایی چیده بود .مثل اینکه قرار بود مهمون بیاد خونشون ، مامانی از آیلا می خواد که ظرفها رو جمع کنه که خانمی می گه خسته هستم بعد از نیم ساعتی باز مامانی در خواستشو مطرح می کنه که بلا این بار دستشو می زنه به کمرش و می گه وای کمرم درد می کنه و زودی میره رو مبل دراز می کشه حالا ماجرای دوم خانه داری آیلایی مربوط به جمعه 29/10/91 هست . من که به علت کمر درد کمی داشتم استراحت می کردم و لباسها هم تو ماشین لباسشویی در حال شتشو بود . بعد از مدتی دیدم آیلا یکی از حول...
9 بهمن 1391

چه احساساتی

این هم آیلا با موهایی که خاله لیلا  بسته و اما... الهی که بابایی سرش رو گذاشت رو پاهای دختر نازش و لالا کرده و آیلا هم دست نوازش به سر بابایی می کشه داری درگوشی می گی ؟ نه بابا آخر احساساته بعد از اون هم نوازش حالا داری بابایی رو می بوسی . ای جانم ...
1 بهمن 1391

سلین کوچولو

این هم سلین کوچولو دخمل کوچولوی عمو افشین و خاله مریم که 14 دی به دنیا اومده خانم کوچولو تولدت مبارک چه با حال می خنده این هم آیلا شیطون  بلا در کنار سلین کوچولو . دست و پاهای کوچیک سلین براش جالب بود و دایم در اون مورد با من حرف می زد و می گفت مثل الوین بود نه کوچیک تر بود ...
1 بهمن 1391
1